عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
148
كشف الحقايق ( فارسى )
وى در كدام طرف مقابلست از علم و جهل و صحت و مرض و توانگرى و درويشى و عمل و عزل . اى بسا عالم كه بينوا و گرسنه باشد و زندگانى نه چنان كند كه مىبايد و اى بسا جاهل كه سير و بانوا باشد و زندگانى چنان كند كه مىبايد ( ؟ كذا - شايد : نمىبايد ) . و اى بسا توانگر كه در رنج و عذاب باشد و اى بسا درويش كه در راحت و آسايش باشد . پس هر كه بر اين اسرار واقف شد من بعد هيچ چيز طلب نكند و راضى و تسليم باشد و آسوده و كمرنج گشت . و مردم در اينجا غلط بسيار كنند و گويند كه امكان ندارد كه آدمى به جايى رسد كه طلب از وى برخيزد . اى درويش يك نوبت گفته شد كه طلب قوت و لباس و مسكن كه ما لا بد است هرگز از آدمى برنخيزد اما طلب زيادتى برخيزد و اگر كسى را اين در خاطر افتد كه اين مقام رضا مقام سهل است و هر كس كه باشد تواند كه چيزى طلب نكند بعضى از احمقان باشند كه گويند مقام رضا مقام كاهلان است . اى درويش مردى از مردان بايد كه صحت و مرض و توانگرى و درويشى و عزت و خوارى و رد و قبول در پيش او يكسان باشد و اگر در درويشى باشد توانگرى نطلبد و اگر در توانگرى باشد درويشى نطلبد و اگر در رد باشد قبول نخواهد و اگر در قبول باشد رد نجويد در هر اقليمى شايد كه يك كس يا دو كس چنين باشند . اى درويش آخرين چيزى كه از سر صديقان بيرون مىرود دوستى مال و جاهست تمت الرسالة بعون الله الملك المتعال